تبلیغات
gosonicgo - داستان. جشن هالوین

gosonicgo

wellcom

 

داستان. جشن هالوین

 

نوشته شده توسط:rouge the bat




ادامه لطفا

امی:بچه ها وقتی کسی تو دانشگاه نیست ترسناکه ها


روژ:درسه باورم نمیشه از اتوبوس اخر جا مونده باشیم


بلیز:بنظرتون. استاد اگمن برای چی منو تو وامی وجولیوسو وناکلز وسیلوززر وسونیکو خاسته


روژ: قضیه مشکوکه


اگمن:اه فرزندانم اومدم بهترین شاگردمو بتون معرفی کنم جولیوسو


امی:دکی اگی دانش اموز قحتی بود؟


اگمن:بسیار خخب من شما وجولیوسورو برای جشن هالوین دعوت کردم چارشنبه


جولیوسو:همه هم بیاید بیان


اگمن :برید سر کلاس

اگمن:کی می دونه لونا یعنی چی؟

کیریم:یعنی ماه

اگمن :درسته ولوناتیک. هم به معنی دیوونس


روژ:چتوره بگیم اگی لوناتیک


اگمن:هرساله در نیمه شب گرگ نما ها زوزه می کشند


جولیوسو:دست هایم دارد پشم در میاید


زینننننگ زینننننگ



بلیز:بنظرتون استاد ناراحت شد


امی:شاید


روژ:بای من میریم


مامان روژ:عزیزم کارت دعوت داری


روژ:از طرف استاد اگمن 


مامان روژ:روژ چیزیرو سوزوندی؟


روژ:نه مامان دود مال کارتس


مامان روژ:حتما برو

روژ:اوق جشن در حضور معلم ها

مامان روژ:ولی راس ساعت11 برگرد

روژ:اه حالا باید برم


مامان روژ:روژ بیا امی بلیز وجولیوسو منتظرتن

روژ:من رفتم

امی:جشن مسخره ایه

بلیز:هی بچه ها خونه یدکی اگی

جولیوسو:ترسناکه


اگمن:بفرمایید خوش اومدید حالا بهتره بازی کنیم


بلیز:اما همه که نیومدن

اگمن:همه اومدن

روژ:فقط ماییم ؟


اگمن:البته خب امی می تونی حدس بزنی توی ظرف چیه؟


امی::لزج وسرده

اگمن:دوسش داری؟

امی:یکم

اگمن :این دل روده ی حیواناته گرگ نما

امی:بلهههههههههه؟

اگمن:یکی از شما گرگ نماس و دوازده شب معلوم میشه

جولیسو :اما ما باید بریم خونه

اگمن:حرف نباشه این موش خرما هارو بگیرید اینا به گرگ نما ها واکنش نشان می دن

بلیز:مسخرهه اخخخخخخخ

اگمن :خب خب بلیز گرگ نماس حالا این پوستارو بپوشین

جولی سو:مسخره اه چه بویی می ده

اگمن:هرکی بیهوش شد گرگ نماس

روژ:اههههههه

اگمن:به به روژ حالا دل روده های این جانواران روبخورید

اگمن :جولیوسو فکر کنم زیادی خوشت اومده حالا این معجون گرگ کش روبخورید

بلیز:اه روانییییی این خونه؟

اگمن:بخور

روژ:ای دلم

امی:اییییییسس

اگمن:اینقد فیلم در نیارید 

روژ:اه فهمید 

اگمن:ساعت 12 شد من برم وتله هارو کار بزارم

روژ:هیولا


بلیز:جیغ


امی:وایییی

اگمن:هالوین مبارک بچه ها


جولیوسو :یعنی همش الکی بود

روژ:می توانیم بریم


اگمن:البته این کار هر سالمان هست یه مهمونی هالوینی را می ندازیم که هیچ وقت یادتان نرود ساعت هم 11 هست ساعت روکشیده بودم جلو

بلیز:اوففف پس خدافظ

اگمن:در وا نمیشه

روژ:یعنی چی

پلیس:ایست


امی :اییییییس

روژ:اخخخخخخخ

بلیز:اونا گرگ نمان

پلیس:اگمن تو بهجرم بچه ازاری دستگیری

اگمن :گرگ نمان اونا

پلیس :لباس ها ی قشنگی دارید


امی :من وروژ سه شماره بتو ن وقت می دیم بزنید به چاک تا نخوردیمتون































How do you strengthen your Achilles tendon?
یکشنبه 26 شهریور 1396 07:03 بعد از ظهر
I was able to find good information from your blog articles.
at home std test kit
جمعه 2 تیر 1396 07:08 بعد از ظهر
بسیار چلیپا از خود نوشتن در حالی
که صدایی مناسب اصل آیا واقعا کار خوب با من پس
از برخی از زمان. جایی در سراسر پاراگراف شما در
واقع قادر به من مؤمن اما فقط برای بسیار در حالی که کوتاه.
من این کردم مشکل خود را با جهش در منطق و یک ممکن است را خوب به کمک پر کسانی که
شکاف. اگر شما که می توانید انجام من را مطمئنا بود
مجذوب.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 05:19 قبل از ظهر
Hello! This is my first visit to your blog! We are a team of volunteers and starting a new
initiative in a community in the same niche. Your blog provided us valuable information to work on. You have done a
marvellous job!
کوسو
سه شنبه 26 مرداد 1395 12:34 قبل از ظهر
امروز دیدم امی تو سر روج گوزیده
سه شنبه 9 تیر 1394 07:08 بعد از ظهر
ببخشید؟این دقیقا تغییر کرده کتاب مهمانی هالویین نیست؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر