تبلیغات
gosonicgo - شدوریا عشق 50 سال پیش زیباست

gosonicgo

wellcom

 
   

شدوریا

ماریا روباتنیک که یک دختر زیبا و بسیار مهربان است ، نوه ی پروفسور جرالد روباتنیک و دختر عموی دکتر اگمن است . او همراه پدربزرگش در ایستگاه فضایی ( space station ) که خود جرالد آن را ساخته بود زندگی می کردند .

ماریا دچار بیماری N.I.D.S که یک بیماری نادر ، کشنده و ناعلاج ( شبیه به ایدز ) بود ، شده بود . جرالد نیز تلاش می کرد تا راهی برای درمان بیماری او پیدا کند . به همین خاطر با استفاده از خون و DNA ، شدو را ساخت . در حقیقت ماریا دلیل اصلی بوجود آمدن شدو بود . بلافاصله بعد از بوجود آمدن شدو ، شدو و ماریا با هم دوستان نزدیکی شدند و یکدیگر را مانند خواهر و برادر دوست داشتند . ( این متن از وب دنیای سونیک کپی شده )

شدو همیشه همراه ماریا شاد به نظر میامد و او را خواهر خود میدید.شدو و ماریا هر و یک ارزو را داشتن و او زیارت زمین بود.

اما GUNشدو را یک تهدید دید . و به بد بختی همه نشاطات  متعلق به مشروع را متوقف کرد

 .

GUN حتی ماریا را کشت  اما ماریا قبل از مرگش یک قول از شدو خواست و او حفاظ از زمین و مردم ان بود و گفت که این هدف اصلی به وجود امدن توه .


و سپس شدو را به زمین فرستاد شدو بعد از 50 سال قول خودش را به ماریا فراموش نکرد و هنوز قوی و قادر به انجامش بود .شدو توانست تنها به زمین برود هنمان ارزوی که شدو و ماریا ان را مشارکت میکردند.


شدو از همون وقتی که به وجود امد ماریا را مثل خواهرش میدید و بعد از مرگ ماریا ناراحت و دیونه میشه و قول خودش را به ماریا فراموش میکنه .و خود را اماده انتقام از تمام مردم کره زمین بخاطر مرگ ماریا میکنه  شدو از ناراحتیش و عشقش به ماریا بدجنس و منفی میشه به اندازیه که میخاد هزاران هزار زن مرد وبچه های مظلوم را فقط بخاطر ماریا بکشه .

شدو از عشق خودش به ماریا شروع به دین صورت ماریا در شیشه ها و شنیدن صدای ماریا در گوشاش میشه.

مثلا همیشه صورت ماریا را در شیشه های وسطح های اگمن میدید .


و وقتی که کریس خواست از شدو کمک بگیره شدو ماریا را میبینه و یاد قولش به ماریا میفته و در ان لحظه اشکش میریزه بخاطر احمق بودنش فراموش قولش به ماریا .


شدو بعد از این نتونست دختر دیگری را به اندازه ماریا دوس بداره  عشق شدو به ماریا واقعا قوی و واقعی بود اما به بد بختی این دو نفر به هم نرسیدن .

بعضی از حرف های شدو و ماریا




شدو :  that is it maria . that what you really wished for 
 
 ماریا : shadow ، i beg  you ... give them a chance ، to be happy

شدو :What's it like to see the sky above your head? I want...to find out.